آيا نخستين پيروان هر ديني، بهترين‌ افراد آن امت هستند؟
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
بازدید : 2219
نویسنده : علی قبادی
نقد و بررسي:
مقصود از نخستين طرفداران كيست؟
بايد ديد كه مقصود از نخستين طرفداران كيست؟ آيا همه كسانى است كه در ابتدا به او ايمان آورده اند، يا نخستين نفر؟
اگر مقصود نخستين مومن باشد، صحيح است
اگر مقصود نخستين نفر باشد، آري، هميشه در تاريخ آنچه ذكر شده است، نخستين نفرى كه به پيامبرى ايمان آورده است، يا بهترين و يا جزو بهترين افراد آن امت بوده است؛ نخسين كسى كه به ابراهيم عليه السلام ايمان آورد، لوط بود.
نخستين كسى كه به حضرت عيسى عليه السلام ايمان آورد يحيى عليه السلام بود؛ نخستين كسى كه به موسى عليه السلام ايمان آورد طبق آنچه اهل سنت نقل كرده ايد، حزقيل (مومن آل فرعون)‌ بود؛ و نخستين كسى كه به رسول خدا (ص) ايمان آورد،‌ در مردان اميرمؤمنان علي عليه السلام و در زنان، حضرت خديجه عليها السلام بوده است.
اگر مقصود نخستين گروه مؤمنان باشد؟صحيح نيست:
اگر مقصود آن است كه نخستين مجموعه‌اى كه به يك پيامبر ايمان آوردند، بهترين افراد امت او هستند، اين مطلب صحيح نيست و ماجراى تقاضاى آمدن غذاى آسمانى توسط حواريون حضرت عيسى شاهدى خوبى بر اين مطلب است؛ حواريون به اقرار اهل سنت، نخستين كسانى بودند كه به عيسى ايمان آوردند:
والحواريون أصفياؤه وهم أوّل من آمن به وكانوا اثنى عشر رجلاً
الزمخشري الخوارزمي، أبو القاسم محمود بن عمر جار الله، الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل، ج 4، ص 528، تحقيق: عبد الرزاق المهدي، بيروت، ناشر: دار إحياء التراث العربي؛
الأنصاري القرطبي، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج 18، ص 89، ناشر: دار الشعب – القاهرة؛
البيضاوي، ناصر الدين أبو الخير عبدالله بن عمر بن محمد (متوفاي685هـ)، أنوار التنزيل وأسرار التأويل (تفسير البيضاوي)، ج 5، ص 335، ناشر: دار الفكر – بيروت؛
النسفي، أبي البركات عبد الله ابن أحمد بن محمود، تفسير النسفي، ج 4، ص 244، طبق برنامه الجامع الكبير.
اما خداوند متعال در باره آن‌ها مى‌فرمايد:
إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. المائده/ 112.
در آن هنگام كه حواريون گفتند: اى عيسى بن مريم! آيا پروردگارت مى‏تواند مائده‏اى از آسمان بر ما نازل كند؟ او (در پاسخ) گفت: از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد!.
اما پس از نزول مائده عده‌اى از آنان کافر شدند.
قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ. المائده /115.
خداوند (دعاى او را مستجاب كرد و) فرمود: من آن را بر شما نازل مى‏كنم؛ ولى هر كس از شما پس از آن كافر گردد (و راه انكار پويد)، او را مجازاتى مى‏كنم كه احدى از جهانيان را چنان مجازات نكرده باشم!.
در ذيل اين آيه اهل سنت روايات بسيارى دارند که عده‌اى از همين حواريون (بهترين ياوران عيسى و جزو نخستين کسانى که به وى ايمان آوردند) کافر شدند.
وأخرج عبد بن حميد وابن جرير وأبو الشيخ عن عبد الله بن عمرو قال إن أشد الناس عذابا يوم القيامة من كفر من أصحاب المائدة...
شديد‌ترين عذاب در قيامت براى كسانى است كه تقاضاى مائده آسمانى كردند، سپس كافر شدند....
الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 7،‌ ص 136، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ؛
الأنصاري القرطبي، أبو عبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671، الجامع لأحكام القرآن، ج 6،‌ ص 369، ناشر: دار الشعب – القاهرة؛
القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، تفسير القرآن العظيم، ج 2،‌ ص 117، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1401هـ؛
السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 3،‌ ص 237، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993؛
الشوكاني، محمد بن علي بن محمد (متوفاي1255هـ)، فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير، ج 2،‌ ص 94، ناشر: دار الفكر – بيروت؛
الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 7،‌ ص 62، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
و بر اساس بعضى روايات، اين عذاب سخت براى يکى از همين حواريين است که محل عيسى را به دشمنان نشان داد:
وقال وهب: طرقوا عيسى في بعض الليل فأسروه ونصبوا خشبة ليصلبوه؛ فلمّا أرادوا صلبه أظلمت الأرض وأرسل اللّه الملائكة فحالوا بينهم وبينه وصلبوا مكانه رجلاً يقال له يهودا وهو الذي دلّهم عليه. وذلك أنّ عيسى جمع الحواريين تلك الليلة وأوصاهم، ثم قال: ليكفرنّ أحدكم قبل أن يصيح الديك ويبيعني بدراهم يسيرة. فخرجوا وتفرّقوا، وكانت اليهود تطلبه. فأتى.
وهب مى‌گويد : در دل شب عيسى را به اسارت گرفته و چوب‌هايى را نصب كردند تا او را به صليب كشتند، همين كه خواستند او را به صليب بكشند، زمين تيره و تار شد و خداوند فرشتگان را فرستاد تا بين عيسى و يهوديان فاصله بيندازند ، فردى به نام يهودا را كه محل عيسى را به آنان گفته بود، عوض عيسى به صليب كشبدند؛ چون در همان شب عيسى حواريون را جمع كرد و سفارشهاى لازمه را به آنان گفته بود ؛ از جمله اين درخواست را مطرح كرد كه آيا يكى از شما حاضر است جانش را قبل از آن كه خروس صبحگاهى ندا دهد ، فداى من كند؟ همه آن او را ترك كرده؛ در حالي كه يهوديان به دنبال دستگيري وى بودند.
الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ - 1035م)، ج 3، ص 79، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م
شبيه همين مضمون در روايات ذيل آمده است:
أخرج عبد بن حميد والنسائي وابن أبي حاتم وابن مردويه عن ابن عباس قال: لما أراد الله أن يرفع عيسى إلى السماء خرج إلى أصحابه وفي البيت إثنا عشر رجلا من الحواريين فخرج عليهم من غير البيت ورأسه يقطر ماء فقال: إن منكم من يكفر بي اثني عشر مرة بعد أن آمن بي ثم قال: أيكم يلقى عليه شبهي فيقتل مكاني ويكون معي في درجتي فقام شاب من أحدثهم سنا فقال له: اجلس ثم أعاد عليهم فقام الشاب فقال: اجلس ثم أعاد عليهم فقام الشاب فقال: أنا فقال: أنت ذاك فألقى عليه شبه عيسى ورفع عيسى من روزنة في البيت إلى السماء
قال: وجاء الطلب من اليهود فأخذوا الشبه فقتلوه وصلبوه وكفر به بعضهم اثني عشر مرة بعد أن آمن به.
ابن عباس گفت: زماني كه خداوند مي‌خواست عيسى را به سوى آسمان ببرد ، آن حضرت نزد يارانش رفت؛ در حالى كه در آن خانه دوازده نفر از حواريون بود. مسيح در حالى كه قطرات آب از سرش مى‌چگيد نزد حواريان آمد و گفت: كداميك از شما  حاضر است به جاى من فدا شود (اين سخن را دوازده مرتبه تكرار كرد)، كداميك از شما حاضر شبيه من شود و به جاى من كشته شود تا همراه من و در رتبه من باشد؟ جوانى كه از همه سنش كمتر بود ، اعلام آمادگى كرد، گفت : بنشين . سپس درخواستش را چندين مرتبه تكرار كرد كه بازهم همان جواب پاسخ مثبت داد. شبه عيسى بروي افكنده شد و عسى از سوراخى كه در سقف خانه بود، به طرف آسمان بالا رفت.
راوى مى‌گويد : يهوديان براي دستگيرى عيسى حمله كردند و شبيه او را گرفته و كشتند و به صليب كشيدند . باقي مانده از حواريون نيز به او كافر شدند.
السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 2، ص 727، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993؛
القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، تفسير القرآن العظيم، ج 1، ص 575، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1401هـ؛
ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر القرشي أبو الفداء، البداية والنهاية، ج 2، ص 92، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.
مقصود همه صحابه است؟ به طور قطع باطل است:
اما اگر مقصود همه كسانى باشد كه آن پيامبر را ديده و در زمان حيات او، نبوت او را قبول كردند (صحابه آن پيامبر) اين مطلب به طور قطع خلاف واقعيت است؛ زيرا هنگامى كه ثابت شد كه عده‌اى از اول مومنين به انبيا كافر شده‌اند، واى به حال سائرين؛ هميشه عده‌اى از همين اصحاب انبياء؛ چه در حيات و چه پس از رحلت آنان با روش و سيره آنان مخالفت کرده و دست به تحريف دين مى‌زدند.
ماجراى مخالفت قوم موسى و گوساله پرستى ايشان شاهدى قوى بر اين مدعا است.
ابن عباس سامرى را از همسايگان موسى عليه السلام مى‌داند و مى‌گويد به حضرت ايمان آورده بود!!!
قال الزجاج وقال عطاء عن ابن عباس: بل كان رجلاً من القبط جاراً لموسى عليه السلام وقد آمن به.
ابن عباس گفته: سامرى مردى قبطى و همسايه موسى بود كه به او ايمان آورده بود.
الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 22، ص 87، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
و با كارى كه همين سامرى انجام داد، از ميان ششصد هزار نفرى كه همراه موسى بودند، تنها 12000 نفر با ايمان باقى ماندند!!!.
فخر رازى مى‌نويسد:
المسألة الثانية: المراد بالقوم ههنا هم الذين خلفهم مع هارون عليه السلام على ساحل البحر وكانوا ستمائة ألف افتتنوا بالعجل غير أثني عشر ألفاً.
مقصود از قوم ، افرادى هستند كه آنان را با هارون بركناره ساحل دريا كه شش صد هزار نفر بودند، ترك كرده بود كه به وسيله گوساله گمراه شدند و فقط دوازده هزار نفر سالم ماندند.
الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 22، ص 87، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.
قارون نيز از كسانى بود كه او را به خاطر نورانى بودن چهره،‌ منوّر صدا مى‌زدند؛‌ وى پسر عموى موسى بود و به حضرت ايمان آورده بود؛ اما در زمان حيات آن حضرت كافر شد.
طبرى مى‌نويسد:
حدثنا بن بشار قال ثنا عبد الرحمن قال ثنا سفيان عن سماك بن حرب قال ثنا سعيد عن قتادة إن قارون كان من قوم موسى كنا نحدث أنه كان بن عمه أخي أبيه وكان يسمى المنور من حسن صوته بالتوراة ولكن عدو الله نافق كما نافق السامري فأهلكه البغي.
قارون از قوم موسى بود و شنيده بوديم كه او پسر عموى برادر پدرى او است و چون تورات را با صداي خوش مى‌خواند به او منوّر مى‌گفتند ؛ ولى اين دمشن خدا منافق بود ؛ همان‌گونه كه سامرى منافق بود و تجاوزگرى‌اش او را نابود كرد.
الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 20، ص 106، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ.
و...
مؤمنين پس از رسول خدا (ص)، از مومنين زمان حضرت برترند:
جداى از اينكه رسول خدا صلى الله عليه وآله بر خلاف اين ادعا، به جاى اينكه اصحاب خويش را برادران خويش معرفى كند، مى‌فرمايند برادران من كسانى هستند كه من را نديده‌اند و به من ايمان مى‌آورند!!! و آن‌ها را مدح بسيار مى‌كنند:
12600 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا هَاشِمُ بن الْقَاسِمِ قال حدثنا حسن عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِكٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم طُوبَى لِمَنْ آمَنَ بي ورآني مَرَّةً وَطُوبَى لِمَنْ آمَنَ بي ولم يرني سَبْعَ مِرَارٍ
رسول خدا فرمود: خوشا به حالي كسى كه به من ايمان داشته باشد و يك مرتبه مرا ببيند و خوشا به حال كسى كه به من ايمان بياورد و مرا نبيند ؛ اين جمله را هفت مرتبه تكرار فرمود.
و در ادامه مى‌نويسد:
12601 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا هَاشِمُ بن الْقَاسِمِ ثنا حسن عن ثَابِتٍ عن أَنَسِ بن مَالِكٍ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَدِدْتُ اني لَقِيتُ إخواني قال فقال أَصْحَابُ النبي صلى الله عليه وسلم أَوَلَيْسَ نَحْنُ إِخْوَانَكَ قال أَنْتُمْ أصحابي وَلَكِنْ إخواني الَّذِينَ آمَنُوا بي ولم يروني.
رسول خدا فرمود: دوست دارم برادرانم را زيارت مى‌كردم، اصحاب گفتند: مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود : شما ياران من هستيد؛ ولى برادران من افرادى هستند كه به من ايمان مى‌آورند و مرا نديده‌اند.
الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 3، ص 155، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.
نتيجه:
نمى‌توان به طور عموم گفت که نخستين مؤمنان و پيروان هر دينى بهترين افراد آن دين هستند؛ بلكه در ميان آن‌ها، مانند ساير افراد هر امتي، خوب و بد وجود داشته است.


:: موضوعات مرتبط: همکاران , دانش آموزان , ,



مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: